بخش ۳۸ - گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر
میان دو بدخواه کوتاه دستنه فرزانگی باشد ایمن نشست
که گر هر دو باهم سگالند رازشود دست کوتاه ایشان دراز
یکی را به نیرنگ مشغول داردگر را برآور ز هستی دمار
اگر دشمنی پیش گیرد ستیزبه شمشیر تدبیر خونش بریز
برو دوستی گیر با دشمنشکه زندان شود پیرهن بر تنش
چو در لشکر دشمن افتد خلافتو بگذار شمشیر خود در غلاف
چو گرگان پسندند بر هم گزندبر آساید اندر میان گوسفند
چو دشمن به دشمن بود مشتغلتو با دوست بنشین به آرام دل