شمارهٔ ۸۴ - ظاهرا در مدح سیف الدوله محمود بن ابراهیم سروده شد در هنگامی که بغزو هندوستان بسیجیده بود
شاد باش ای مطاع فتنه نشانای ز امن تو خفته فتنه ستان
ای برون تاخته کفایت تودر عجب آرمیده شیطان
خورده از جام اهتمام تو آبجگر خشک عالم عطشان
کرده در خشکزار سعی تو سبزکشت امید کشور یاران
رمه ملک را پس از رستممهربان تر نبوده از تو شبان
بر سریرت نشانده گاه وداعفلک ایدون چو رستم دستان
زین کرامات شایگان که سزدبه تو اقبال مقتدای جهان
علم و طبل و آلت و موکبعهد و منشور و عهده دیوان
مهد در زیر مهد پیل سبکاسب بر پشت اسب بار گران
چون دو کوهان دو کوه مرقدکشچون دو پیکر دو ترک بسته میان
درجها پر نفائس بحرینتختها پر بدایع امکان
سگ تازی و یوز و باز سپیددرع رومی و خود و تیغ و سنان
نیست بی لهو شکر هیچ دماغنیست بی لفظ شکر هیچ زبان
شرق تا غرب نجم دولت تونورگسترده بر زمین و زمان
قاف تا قاف چتر حشمت توسایه افکنده بر مکین و مکان
ساقی نوش تست دور فلکدایه شیر تست حکم قران
امر امر تو هر چه خواهی کننهی نهی تو هر چه باید دان
لشکر تو چو موج دریااندسپهی کش چو برز کوه گران
همه با رعد و برق ابر دژمهمه با حفظ و حزم ببر بیان
شهریارا بدره عمریرایت جوگیان همی بنشان
نقدها را به مهر سلطانیبا زر قلب لوهیان برسان
سور دهلی که کار مرت کردقصد والیش بی سر و سامان
چون رسیدی بر آن حصار برآربیخ آن را به زور نوک سنان
بر النگی و بر سپاهش دمآیت کل من علیها فان
تا که در آفتاب و سایه بودروز شب عقد این گشایش آن
بر جهان آفتاب وار به تابحلیه ملک و سایه یزدان
گر نپایند بحر و بر تو بپایور نمانند سال و مه تو بمان
سازهای شگرف عمر تو سازرازهای شگفت غیب تو دان
دشمنان را به مال تاوان مالدوستان را به خوان احسان خوان