گنج

شمارهٔ ۵۵ - در مدح بوحلیم شیبانی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: م۲۸ بیت
ای قوی رای کدخدای عجمای به گوهر گزیده تا آدم
چرخ عدل تو را هزار بهشتصحن امن تو را هزار آدم
شخص با همت تو شخص خیالشیر با هیبت تو شیر علم
دولتت را زمانه زیر نگینهمتت را سپهر زیر قدم
داده جود تو سازهای وجوددیده علم تو رازهای عدم
وصل مهر تو جفت وصل شبابفصل کین تو یار فصل هرم
نام کردار بخت تو پیروزطبع مانند وقت تو خرم
بر ودیعت حمایت تو وثیقدر شریعت کفایت تو حکم
قلمت حله باف خلد نعیمسخنت نقشبند نقش نعم
آسمانی محول احوالآفتابی معول عالم
حمل حزم تو برنگیرد کوهسیل عزم تو برنتابد یم
خم دهی حرص را به صلت پشتپرکنی آز را ببذل شکم
بدمانی به سهم آهن خویبچکانی به وهم از آتش نم
آنکه انگشت کالبد عقد استدر سه انگشت تو شده بر کم
ابر مهر ابر باد برق گرایآب چهر آب سان آتش دم
کاملی عقل پیشه ای که ز عقلنشود فعل او ندیم ندم
جادوی مهر پایه ای که چو مهرنکند پایه در عطیت کم
چشم رایش بصیر و گوش سمیعچشم دانش ضریر و گوش اصم
معطی و منصف خزانه حقمنهی و مشرف هزینه جم
ای تو را حکم نایب داورای تو را زهد وارث ادهم
بنده از بو حلیم شیبانیچند یک روز داد داد ستم
که از اینسان سیاه شد چو دواتکه بدینسان برهنه شد چو قلم
موج خیزی چنین مهیب و درشتآب گردی چنین قعیر و دژم
چه کند بنده چنگ در که زندچون توئی شاخ بار فضل و کرم
تا ستوده است حجت موسیتا نکوهیده حاجت بلعم
مجلست با نشاط باد و سرورموکبت با سپاه باد و حشم
«زندگانی تو و عمر عدوتعیش در عیش باد و غم در غم »
بروان ار تو شاد فخر عرببزبان با تو خوب شاه عجم