گنج

شمارهٔ ۴۴ - در مدح بورشد رشید محتاج

قافیه: الملک۲۵ بیت
بورشد رشید ای جمال ملکای ذات تو ذات کمال ملک
ای دولت تو عید و جشن خلقای حشمت تو پر و بال ملک
طبع تو نسیم هوای فضلحلم تو زمین نهال ملک
عدل از تو سپرده طریق شرعظلم از تو چشیده دوال ملک
چون نال زرنج تو کوه خصمچون کوه ز ناز تو نال ملک
آورده به استاد پیش دلدرس تو همه قیل و قال ملک
پالوده چو پالونه گاه بذلدست تو همه ملک و مال ملک
با حفظ تو گستاخ نگذردنکبای قضا بر عبال ملک
با امن تو درواخ ننگردشیر فلک اندر غزال ملک
آفاق بگیرد به فضل یدبخت تو تعالی مثال ملک
سیمرغ در آرد به دام امررای تو بر احوال حال ملک
رامست و جمام است ملک تابر تست جواب و سؤال ملک
گفتی که چو بختی است ملک و هستپاس تو زمام و عقال ملک
وهمی که ضمیرت به پروردخواند خرد آن را خیال ملک
نعلی که براقت بیفکندگوید فلک آن را هلال ملک
صمصام تو را گوشتی دهدبازوی تو روز قتال ملک
تادیب ترا تقویت کندانگشت تو بر گوشمال ملک
آزرده ز جور جهان ستدداد تو ز چنگ محال ملک
الفغده به دندان ملک دادعون تو به نوک خلال ملک
تکلیف تو خانان ملک راآورده به صف نعال ملک
تخویف تو رایان هند راافکند به حد جبال ملک
تا پست نگردد بنای چرختا تنگ نباشد مجال ملک
ایام تو در امر و نهی بادچون روز و شب و ماه و سال ملک
«یازنده چو تاب سنان شمعسازنده چو آب زلال ملک »
«در جام تو جوش حرام رزبا طبع تو سحر حلال ملک »