گنج

شمارهٔ ۴ - در مدح سیف الدوله محمود ابراهیم به مناسب تعیین او به حکومت هندوستان

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انیا۲۱ بیت
شاها نظام ملک و قوام جهانیابا دولت مساعد و بخت جوانیا
چشم است بختیاری و در چشم نوریاجسم ست کامکاری و در جسم جانیا
چون ملت از رسول به پاکی ستودهچون رحمت ازخدای به نیکی نشانیا
گوئی دعائی آنچه به جوئی بدان رسیگوئی قضائی آنچه به خواهی برانیا
گردون ترا سکالد کیخسروی همیاینک بنفذ والی هندوستانیا
همت بلند باید کردن که تو هنوزبر پایه نخستین از نردبانیا
ایدون شنیده ایم که صاحبقران شودهنگام تو کسی ملکا و تو آنیا
کز روی عقل یک تنی اندر جهان ولیکاندر هنر تمامتر از صد جهانیا
دیدار خواست چشم زمانه ز قدر تودر گوش او نهاد قضا لن ترانیا
گر آسمان بدرد روزی ز هیبتتناید ز همت تو مگر آسمانیا
اقبال خلق کرد به حکم تو کردگارتا تو به شرط داد بهر کس رسانیا
اسباب نیک بختی در حل و عقد تستفرمان تراست گر دهی وگر ستانیا
شکر آن خدای را که به جاه تو باز بستاین شغل و این ولایت و این قهرمانیا
باز آمدند با تو همه بندگان توبا عاملی و شحنگی و پهلوانیا
اندر پناه عدل تو اکنون درین دیاربر گرگ محرمی بود اندر شبانیا
دزدی که ره گرفتی بر کاروانیانآید کنون به بدرقه کاروانیا
بس گردنان که گردن چون گوی بردرندگردد همی ز صولت تو صولجانیا
خواب ست حیله فتنه بیدار گشته راچون گشت پیشه تیغ ترا پاسبانیا
تا در جهان نیارد حاصل به سیم و زرکس نعمتی بزرگتر از زندگانیا
پیوسته باد با تو و با روزگار توعز و بقا و مملکت جاودانیا
عالم شکسته خصم ترا در دل آرزودولت نموده حکم ترا خوش عنانیا