گنج

شمارهٔ ۵ - در مدح خواجه منصور بن سعید بن احمد بن حسن میمندی صاحب دیوان عرض

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: مرا۲۲ بیت
امروز نشاطی است فره فضل و کرم راو امروز وفاقیست عجب تیغ و قلم را
زیرا که در او بر شرف گوهر آدمتقدیر همی وقف کند عرض حشم را
منصور سعید آنکه به انعام و به افضالزو برگ و نوائی است عرب را و عجم را
آن وفد جلالت که ز نعمت نرسیده استشافی‌تر از او وفدی ابنای نعم را
شخصی است حمید آمده در قوت و بسطتروحی است معین شده امثال و حکم را
چرخی که جهانی ست از او اختر جدشصدریکه شکوهی است از او بالش عم را
افراخته رایش به عطا رایت رادیوافروخته طبعش به وفا روی نعم را
از اوج فلک همت او ساخته مرکببر فرق زحل رفعت او سوده قدم را
تیغش ز سر دهر برون برده ضلالتتیرش ز دل ملک برآورده ستم را
گر مدح و ثنا را سبب کسب نبودیزو کس نپسندیدی دینار و درم را
تا مایده جودش در کار نکردنددر خلقت آدم نفزودند شکم را
بر شاخ بقم حشمت او ناگه بگذشتخون خشک شد اندر تن از آن شاخ بقم را
گر در سخن آید شنوا گردد لاشکگوش از لغت خاطر او جذر اصم را
حاسد نکند بر حسدش سود وگر چندبا طالع خود جمع کند طالع جم را
نوری ندهد روشنی کار حسودشاصلی نبود فربهی حال ورم را
عزمش چو فلق گیرد ره گیرد بر بادحزمش چو ثبات آرد پل سازد یم را
سهمش بزند قافله عمرِ مخالفوهمش بدرد پرده اسرار عدم را
در سایه امنش نرسد باز به تیهودر ساحت عدلش ندرد گرگ غنم را
خاک هنرش مرده کند شعله فتنهباد ظفرش روح دهد شیر علم را
تا ماله زند هیچ زمین هیچ کشاورزتا سجده برد هیچ شمن هیچ صنم را
انگیخته از خانه او خواهم شادیآویخته در دشمن او خواهم غم را
گه منزل او برزده با سغد و سمرقندگه مجلس او طعنه زند باغ ارم را