شمارهٔ ۲۶ - ایضاً له
خسروا بخت پاسبان تو بادقاهر دهر قهرمان تو باد
مشتری نامور به نام تو گشتبشری جانور به جان تو باد
صبر کیوان و تندی بهراماز رکاب تو و عنان تو باد
منبر عدل و خطبه انصافدر زمین تو و زمان تو باد
شجر دولت موافق رانشو در صحن بوستان تو باد
جگر تشنه مخالف راآب از چشمه سنان تو باد
روش مسرعان سهم الغیبهمه بر شه زه کمان تو باد
لاف پرتابیان شست شهابهمه از قبضه کمان تو باد
هر چه در ملک روزگار آیدبذل آن پیشه به نان تو باد
هر چه بر عقل مشتبه گرددکشف آن سخره بیان تو باد
لب دریا به موج خیز اندرحاکی و راوی جنان تو باد
جرم مه چون هلال و بدر شودنعل یکران و قرص خوان تو باد
گر قضا آسمان بفرسایداوج قدر تو آسمان تو باد
ور فنا بر جهان ببخشایدعرصه فضل تو جهان تو باد
تا کمر صحبت میان طلبدکمر ملک بر میان تو باد
شکر شکر نعمت ایزدقسم کام تو و زبان تو باد
فتح قنوج و صید شاه آورداصل دستان و داستان تو باد