شمارهٔ ۲۷ - در مدح ابونصر بارسی
با مال جود خواجه بکین باشدوز جود مال خواجه حزین باشد
آسان از او به رزق رسد هر کسبخشنده خدای چنین باشد
پیش دل غنی و کف رادشدریا فقیر و ابر ضنین باشد
عطر نسیم خلقش گرد آیددر ناف آهوئی که به چین باشد
بر شاخ نظم و نثر بر طبعشسحر حلال و در ثمین باشد
نقش یقین گمانش چنان بیندگوئی گمانش عین یقین باشد
عامر کند خراب زمین رایشبنگر که رای او چه رزین باشد
کاندر حیات خاک خراب اوچون نفخ صور بازپسین باشد
بختش مزاج خاتم جم دارددنیا و دینش زیر نگین باشد
گر زین همتش بکشد نفسیبر شیر آسمانش زین باشد
صعبا صهیل مرکب او صعبادر حق او زبر طنین باشد
که از صدای او به انین آمدآری صداش جفت انین باشد
هم تک او براق بهشت افتدگر شیر یال و گور سرین باشد
تا بازمان ثبات زمین بینیتا در مکان قرار مکین باشد
بر وی سوار باد ابونصریکز دین پاک ناصر دین باشد
«بروی به تخت باد سرافرازیکش تخت آسمان به زمین باشد