گنج

شمارهٔ ۲۵ - در مدح علاء الدوله مسعود ابراهیم غزنوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ونباد۱۷ بیت
شاه را روی بخت گلگون بادجشن آبان بر او همایون باد
هر نفس حرص غزوش افزون استهر زمان حزم و عزمش افزون باد
اختیارش چو نام او، مسعودافتتاحش به فتح مقرون باد
روز اسلام نور موکب اوستبر شب کفر از او شبیخون باد
شعله آتش جهادش راخانه رای هند کانون باد
وارث او که جفت ضحاک استبسته فر این فریدون باد
گر فلک جز برای او گرددالف استوای او نون باد
ور جهان جز به کام او باشدنوش در کامش آب افیون باد
گنج کان خازنش نه پیرایدخاک خورده چو گنج قارون باد
زر که نامش بر او رقم نکننداز قبول عیار بیرون باد
اژدهای زمانه را امرشدم عیسی و خط افسون باد
قلب ادبار و قالب خصمشحبس ذوالنون و نقش ذوالنون باد
فتنه در خواب امن ازو رفته استهمچنین سال و ماه مفتون باد
آز در حق جور او دون استاین به غایت وجیه و آن دون باد
تا بروید همی ز خاک آلتونروی خصمش به رنگ آلتون باد
گاو دوشای عمر بدخواهشبره خوان شیر گردون باد
جشن و ایام عید و عزم سفرهر سه بر شهریار میمون باد