گنج

بخش ۱۷ - بندار رازی

۲ بیت

اسمش خواجه کمال الدین و از اهل قهستان ری و صاحب اسماعیل بن عباد مربی وی. با مجد الدولهٔ دیلمی معاصر و در همهٔ فنون کمالات قادر. اشعار عربی و فارسی و دیلمی گفته و گوهر معانی به مشقت اندیشه سفته. ظهیر فاریابی که ازمعارف شعر است، او را مدیح سراست. غرض، فاضلی رفیع القدر و فرزانه‌ای وسیع الصدر بوده. این چند بیت از اوست:

ازمرگ حذر کردن دو روز روا نیستروزی که قضا باشد، روزی که قضا نیست
روزی که قضا باشد کوشش نکند سودروزی که قضا نیست در آن مرگ روانیست

٭٭٭

با بط می‌گفت ماهی‌ای در تب و تابباشد که به جوی رفته باز آید آب
بط گفت چو من قدید گشتم تو کبابدنیا پس مرگ ما چه دریا چه سراب

٭٭٭

تا تاجِ ولایت علی بر سرمیهر روز ز روزِ رفته نیکوترمی
صد شکر که این که پیشوا، حیدرمیاز فضل خدا و پاکی مادرمی