گنج

بخش ۶۱ - رضی الدین نیشابوری قُدِّسَ سِرُّه

۲ بیت

در بدو حال، مداح سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقی بود. آخرالامر به سبب صفای طینت بلکه محض توفیق حضرت احدیت دست ارادت به شیخ معین الدین حموی عم شیخ سعدالدین حموی داده و پا در مرحلهٔ سلوک و مجاهده نهاده. در اندک زمانی عارج معارج عرفان وناهج مناهج ایقان گردید. غرض، جناب وی از شعرای فصیح اللسان و از فصحای عذب البیان بوده و از فنون شاعری اغلب فکر قصیده می‌فرموده. در موعظه و نصیحت اشعار خوشگوار دارند. در اواخر دولت سلاجقه به عالم بقا توجه کردند. از ایشان است:

مِنْاشعاره قُدِّسَ سِرُّه
دلی که سغبهٔ این زال عشوه گر باشدبه جان ز بوالعجبیهاش صد خطر باشد

٭٭٭

درین زمانه نیابند محرمی چون شبکه همچو صبح به آخر نه پرده در باشد

٭٭٭

به نور باصره غره مشو که مرد صفابه روشنایی دل ره به عالم ان برد

٭٭٭

مرا خلاصهٔ عمر آن دم است کاندر ویبه یاد روی تو عالم شود فراموشم

٭٭٭

من ندانم که سرشکم ز چه یاقوتی شدلیک دانم لب چون لعل بدخشان دیدم
هرکه را خلق ازو دامن صحبت برچیدبه تو نزدیکتر از گوی گریبان دیدم
رباعی
در راه غم تو چند پویم آخررخساره به اشک چند شویم آخر
گر پرسندم کز پی چندین تک و پویاز یار چه یافتی چه گویم آخر

٭٭٭

در جستن راز فلک دایره واربسیار بگشتیم به سر چون پرگار
در کار شکست این تنِ چون سوزندردا که نیافتیم سر رشتهٔ کار