بخش ۶۰ - ذوقی اردستانی
از قصبهٔ مذکور و به علی شاه مشهور بوده. در اصفهان گیوه دوزی مینموده. تحصیلی نکرده اما ذوقی داشته. مردی درویش مشرب و از اهل طلب است. با حکیم شفایی معاصر بوده. از اشعار اوست:
نه شکوفهای نه برگی نه ثمر نه سایه دارمهمه حیرتم که دهقان به چه کار کشت ما را
٭٭٭
چگونه کعبه نپوشد لباس ماتمیانکه خانهای چو دلش در مقابل افتاده است
٭٭٭
از جنون عشق زنجیری که در پای منستچشمها بگشوده وحیران سودای منست
٭٭٭
از خود برون نرفتم و آوردمش به دستممنون همتم که مرادر به در نکرد
٭٭٭
روزگارم ز چه رو منصب نادانی دادگر نمیخواست که من مرشد کامل باشم
غمزه در تیر زدن بود که مژگان دریافتقسمت این بود که مقتول دو قاتل باشم
رباعی
آیینهٔ مهر، روشن از یاد علی استاوراد ملک بر آسمان ناد علی است
گر سلطنت دو کون خواهی ذوقیدر بندگی علی و اولاد علی است