گنج

غزل شمارهٔ ۲۸

صبا هر گاه وصف آن پری کردهمه آفاق مهر و مشتری کرد
بدست آورده بودم دامنش راو لیکن طالع خشکم تری کرد
دلم برد و رهم بست و سرم دادمسلمانان کسی این کافری کرد؟
لب او رونق اعجاز بشکستنگاهش کار سحر سامری کرد
در این برق تجلی گز نسوزیتوانی دعوی پیغمبری کرد
رضی مشکل که از شادی نمیریکه امشب طالعت اسکندری کرد