گنج

شمارهٔ ۷ - ندامت عاشق

۶ بیت
دل زودباورم را به کرشمه ای ربودیچو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی
بهم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از مامن و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی
من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی
ز درون بود خروشم ولی از لب خموشمنه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی
چمن از تو خرم ای اشک روان که جویباریخجل از تو چشمه، ای چشم رهی
چشم رهی که زنده رودی