شمارهٔ ۶ - گلبرگ
ز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارمبود صدپاره همچون گل گریبانی که من دارم
مپرس ای همنشین احوال زار من که چون زلفش، که چون زلفشپریشان گردی از حال پریشانی که من دارم، که من دارم
ندارد صبح روشن روی خندانی که او دارد، که او داردندارد ابر نیسان چشم گریانی که من دارم، که من دارم
غم عشق تو هر دم آتشی در دل برافروزدبسوزد خانه را ناخوانده مهمانی که من دارم
رهی از موج گیسویی دلم چون اشک میریزدبه مویی بسته امشب رشتهٔ جانی رشتهٔ جانی که من دارم