گنج

شمارهٔ ۵۱ - ای غم چه خواهی

۹ بیت
از دیده بارم وز دل برآرم بی روی ماهی اشکی و آهیدیگر ز جانم ای غم چه خواهی؟
از داغ هجران چون اشک لرزان افتاده ام من بر خاک راهیدیگر ز جانم ای غم چه خواهی؟
او رفت و با او، رفت آرزوهاسودی نبردم از جستجوها
هر سو دویدم، شادی ندیدمآتش اثرم، آتش اثرم، شمع سحرم من، آه
وز باد صبا، در دشت جنون، سرگشته ترم مندیگر ز جانم ای غم چه خواهی؟
هستی چه باشد؟ آشفته خوابی نقش فریبی موج سرابینخل محبت پژمرده شد کو؟ فیض نصیبی، اشک سحابی
آتش اثرم، آتش اثرم، شمع سحرم من، آهوز باد صبا در دشت جنون سرگشته ترم من
دیگر ز جانم ای غم چه خواهی؟
از داغ هجران چون اشک لرزان افتاده ام من بر خاک راهیدیگر ز جانم ای غم چه خواهی، ای غم چه خواهی