شمارهٔ ۳۶ - امید زندگانی (ماهور)
از بوسه ای زنده ام کن، ای امید زندگانی، وصلت جوانی فزاید، ای مایه جوانیگرچه سپاه عتابت، راند از کنار خویشم، چشمان عاشق فریبت، خواند مرا نهانی
سرکن از طرب بانگ مستیای خوشا می و می پرستی
گه شکوه شام هجران پیش طره تو گفتن گه مژده وصل و شادی، از لعل تو شنیدندانی که دولت چه باشد، روی دلکش تو دیدن در سایه سرو نازت چون سبزه آرمیدن
ما و مستی از ملک هستیای خوشا می و می پرستی
ساقی ز جا خیز، می در قدح ریز، قامت برافراز، شوری برانگیزکز دل برد غم، وز جان برد تاب، روی دل افروز، موی دل آویز
ای قبله رویت بهشتمعشق تو باشد سرنوشتم
عمر اگر به عشق و مستی گذرد به که چون جهان پرستان به خودپرستی گذرد