گنج

شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثر

۸ بیت
ای ناله بی اثر جانم چه کاهیوی شعله ناپدید از من چه خواهی
زین گرمی نبود ثمر، جز داغ و دردیزان آتش نبود اثر، جز دود آهی
دل بر زلف سیاهی بستم و حاصل ندیدمبه جز روز سیاهی
گیرم که شعله بارد، از برق آهمآهی نگیرد چرا دامان ماهی
ای دل، از چه کنی زاریای دیده تا کی خون می باری
کز ناله بی حاصل مندر سینه چو گل سوزد دل من
افزاید آه سردمهر دم دردم
ای ناوک غم کشتی رهی را، آخر ولیکن، غیر از محبت نبود او را گناهی