گنج

شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرم

۱۰ بیت
من آن ناله بی اثرمکه سوی دلی، ره نبرم
منم آن اشکی که بر خاک ره، فرو ریزدمنم آن خاری، که بر دامانی، نیاویزد
نوای دل بی نوایم منبه گوش تو، ناآشنایم من
از فغانم، اثر میگریزدوز شب من، سحر میگریزد
من آن موج بی صبر و آراممکه سرگشته و بی سرانجامم
خدایا، خدایا، به جز مهربانی چه کردم؟که در آتش از داغ و دردم
نه صبری که از وی، جدا گردمنه بختی که از غم، رها گردم
چه حاصل از این نوای حزین، که در دل او اثر نکندبه حال منش، چه غم که شبی، به تاب و تبی، سحر نکند
به جز مهربانی چه کردم من؟که در آتش از داغ و دردم من
از فغانم، اثر میگریزدوز شب من، سحر میگریزد