گنج

شمارهٔ ۱۹ - اشک و آه

۵ بیت
دارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهینه یار و نه همراهی، جز قطره اشکی، جز شعله آهی
با سوز محبت چه کند دل چه کند دلبا آتش حسرت چه کند دل چه کند دل
می سوزم و می نالم با حال تباهینابرده نصیبی، ناکرده گناهی
ای راحت جان چاره من کن به پیامی به نگاهیز غم جان آمد بر لب بر دل زارم ای شب تو گواهی
نه یار و نه همراهی جز قطره اشکی جز شعله آهی