گنج

شمارهٔ ۱۸ - آذربایجان

۱۳ بیت
آرزوی ما تویی توقبلهٔ دل‌ها تویی تو
جان بی‌تو آرامی نداردکآرامِ جانِ ما تویی تو
عاشقم ای مه به رویتسرخوشم ای گل به بویت
مجنون‌تر از مجنون منم منزیباتر از لیلی تویی تو
می ده به یاران کهنای ماه من
می ده که عمر دشمنان طی شددور نشاط و نوبتِ می شد
شب سحر شدمهر از افق جلوه‌گر شد
آه دل درویشانسوزنده چون آذر شد
مطرب به شهناز، شوری عیان کن، آهنگ آذربایجان کنبر خاک تبریز، اشکی فرو ریز، از فتنهٔ گردون فغان کن
برگو که عشقت آذر به جان‌ها زدوین شعله آتش بر خانمان‌ها زد
منزلگه شیران توییجان و سر ایران تویی
فرخنده باد ایام توکز نام تو
آشفته خاطر دشمن دون شدمی در گلوی مدعی خون شد