گنج

سیه مست

وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو؟ناله مستانه دل‌های غم‌پرورد کو؟
ماه مهرآیین که می‌زد باده با رندان کجاستباد مشکین‌دم که بوی عشق می‌آورد کو؟
در بیابان جنون سرگشته‌ام چون گردبادهمرهی باید مرا مجنون صحراگرد کو؟
بعد مرگم میْ‌کشان گویند در میخانه‌هاآن سیه‌مستی که خم‌ها را تهی می‌کرد کو؟
پیش امواج حوادث پایداری سهل نیستمرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟
دردمندان را دلی چون شمع می‌باید رهیگر نه‌ای بی‌درد اشک گرم و آه سرد کو؟