نیلوفر
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیدهامشاخه تاکم به گرد خویشتن پیچیدهام
گرچه خاموشم ولی آهم به گردون میروددود شمع کشتهام در انجمن پیچیدهام
میدهم مستی به دلها گرچه مستورم ز چشمبوی آغوش بهارم در چمن پیچیدهام
جای دل در سینهی صد پاره دارم آتشیشعله را چون گل درون پیرهن پیچیدهام
نازکاندامی بود امشب در آغوشم رهیهمچو نیلوفر به شاخ نسترن پیچیدهام