داغ تنهایی
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اسوختم۷ بیت
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبیتو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزدگرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمعلالهام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتابسوختم در پیش مهرویان و بیجا سوختم
سوختم از آتش دل در میان موج اشکشوربختی بین که در آغوش دریا سوختم
شمع و گل هم هرکدام از شعلهای در آتشنددر میان پاکبازان من نه تنها سوختم
جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بودرفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم