گنج

طوفان حادثات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اننداشتهاست۹ بیت
این سوز سینه شمع شبستان نداشته استوین موج گریه سیل خروشان نداشته است
آگه ز روزگار پریشان ما نبودهر دل که روزگار پریشان نداشته است
از نوشخند گرم تو آفاق تازه گشتصبح بهار این لب خندان نداشته است
ما را دلی بود که ز طوفان حادثاتچون موج یک نفس سر و سامان نداشته است
سر بر نکرد پاک نهادی ز جیب خاکگیتی سری سزای گریبان نداشته است
جز خون دل ز خوان فلک نیست بهره‌ایاین تنگ‌چشم طاقت مهمان نداشته است
دریادلان ز فتنه ایام فارغنددریای بیکران غم طوفان نداشته است
آزار ما به مور ضعیفی نمی‌رسدداریم دولتی که سلیمان نداشته است
غافل مشو ز گوهر اشک رهی که چرخاین سیمگون ستاره به دامان نداشته است