شمارهٔ ۹۴
فغان که مدعیان از منت جدا کردندمرا به درد جدائیت مبتلا کردند
به درد مردم و آن کافران سنگین دلنه رحم بر من و نه شرم از خدا کردند
چو آخرم ز تو می ساختند بیگانهچرا نخست مرا با تو آشنا کردند
مباد دیدن رویت نصیب آنکس راکه از نظاره ی روی تو منع ما کردند
زسست مهری مه طلعتان فغان کاین قومبه کس نه مهر نمودند و نه وفا کردند
شهید عشق نخوانند آن شهیدان راکه زیر تیغ ستم فکر خونبها کردند
غریب نیست نکردند رحم اگر به رفیقازان گروه که کردند جور تا کردند