شمارهٔ ۹۱
دلش دادم که با او همدم و هم خانه خواهم شدبمن او شمع خواهد گشت و من پروانه خواهم شد
ندانستم که چون دل برد از من چون پری پنهاننهان خواهد شد و من از غمش دیوانه خواهم شد
به این حسن و به این عشق ای صنم چون لیلی و مجنونتو آخر شهره خواهی گشت و من افسانه خواهم شد
تو با بیگانگان خواهی چنین گر آشنا شد منبه اندوه آشنا و از طرب بیگانه خواهم شد
چنین گر ساکن میخانه خواهم شد، پس از مردنچو خواهم خاک شد خاک در میخانه خواهم شد
ز می خالی نخواهم شد شوم گر خاک می دانمکه یا خم یا سبو یا شیشه یا پیمانه خواهم شد
رفیق اول نهادم پا چو در زنجیر او گفتمکه آخر بر سر این گوهر یکدانه خواهم شد