شمارهٔ ۸۶
مرا به باده کشی کاش آنکه عیب کندرود به میکده تا سیر سر غیب کند
جوان کند می گلرنگ پیر را چه عجباز آنکه توبه ز می در زمان شیب کند
به محفلی که تو ساقی شوی نمی دانمکه اجتناب ز صهبا چسان صهیب کند
به گلشنی که گریبان جامه باز کنیز انفعال تو گل سر فرو بجیب کند
رفیق، شک برد از دل شراب، اهل یقیننباشد آنکه در این نکته شک و ریب کند