شمارهٔ ۸۴
از برم ای نگار حور نژادمی روی و نمی روی از یاد
بی تو ای سرو گلشن ایجادبی تو ای سرو بوستان مراد
شغل من نیست جز به شب نالهکار من نیست روز جز فریاد
ای ز تو خطه ی وفا ویرانای ز تو کشور جفا آباد
از وفا چند، از جفا تا کیمدعی از تو شاد و من ناشاد
هست تا هست هستی من و توکار من عجز و کار تو بیداد
که تویی لیلی و منم مجنونکه تو شیرینی و منم فرهاد
گر بود لایق تو جان رفیقجان من، عمر من فدای تو باد