گنج

شمارهٔ ۶۹

۷ بیت
چنان گشته کامم ز ایام تلخکه شهدم چو زهر است در کام تلخ
چو ناکامی است این که گر کام منبود صبح شیرین شود شام تلخ
اگر شهد نوشم شود همچو زهربه کام من درد آشام تلخ
کند تا کند دلبرم تلخ، کاملب شکرین را به دشنام تلخ
از آغاز شد گرچه عشاق رامی و ساغر و باده و جام تلخ
از آن ساغر و جام تا این زمانچو من تلخکامی نشد کام تلخ
بود عشق آن به که باشد رفیقدر آغاز شیرین در انجام تلخ