شمارهٔ ۴۴
یار اگر بیگانه از اغیار باشد خوشتر استگل خوشست اما اگر بیخار باشد خوشتر است
من اگر باشم به بزم یار خوش باشد، ولیغیر اگر بیرون ز بزم یار باشد خوشتر است
گرچه از لطف کم دلبر دل عاشق خوش استگر به عاشق لطف او بسیار باشد خوشتر است
نیست چون چشم و چراغ من به پیش چشم منگر به چشمم روز چون شب تار باشد خوشتر است
دیدن دلدار خوش باشد به خواب و این شرفگر نصیب دیدهی بیدار باشد خوشتر است
با خیال یار خفتن در لحد خوش دولتی استور به محشر وعدهی دیدار باشد خوشتر است
گرچه حرف عشق در خلوت خوشست اما رفیقاین سخن گر بر سر بازار باشد خوشتر است