گنج

شمارهٔ ۲۸۹

۷ بیت
دقیقه فهم و ادا دان و نکته دان شده ایچنانکه خواست دل من تو آنچنان شده ای
نمی توان ز تو شد خوبتر به حسن که توبه حسن خوبتر از هرچه می توان شده ای
کسی که نیست ازو خوبتر به شهر کسیچو خوب می نگرم خوبتر از آن شده ای
از آن بجان و دلت دوستم که از دل و جانبه غیر دشمن جان گشته خصم جان شده ای
به کام من شده ای سخت سرگران با غیربرغم غیر به من خوب مهربان شده ای
برابری نتوانی به ماه من ای ماهتو همچو او نشوی گر بر آسمان شده ای
اگر نه ای تو پریرو چرا ز رفیقربوده ای دل و از دیده اش نهان شده ای