شمارهٔ ۲۸۴
تا کلک قضا رقم کشیدهنقشی چو رخ تو کم کشیده
صورتگر چین ز رشک رویتبر صورت چین قلم کشیده
تو آن صنمی که هر که جامیاز دست تو ای صنم کشیده
نه یاد زلال خضر کردهنه حسرت جام جم کشیده
ای پا به ره جفا نهادهاز راه وفا قدم کشیده
اکنون نه رفیق جور عشقتپی در پی و دم به دم کشیده
تا دیده و تا کشیده از تومحنت دیده ستم کشیده