شمارهٔ ۲۵۹
عاشقان را به جفا خوار مکنمکن ای شوخ جفا کار مکن
زهر در ساغر احباب مریزمی به پیمانه ی اغیار مکن
کار اغیار به یکبار مسازترک احباب به یکبار مکن
از بتان جور و جفا با عشاقگرچه خوبست تو بسیار مکن
ترسم از زاریم آزرده شویمکن آزار من زار، مکن
نقل و می خوردن شب با مستانروز با مردم هشیار مکن
یا مپرس از غم ما یا ما رابه غم خویش گرفتار مکن
کار من ساخته حاشایت چیستهست این کار تو انکار مکن
بارها حرف کسان کردی گوشگوش کن حرف من این بار مکن
می کنی جور و جفا گر برفیقبه رفیقان وفادار مکن