شمارهٔ ۲۱۲
من دوستی به غیر برای تو میکنماین کار را برای رضای تو میکنم
ترسم که حاصلی ندهد جز جفا برتصبری که بر امید وفای تو میکنم
لابد چو مهر از تو نمیبینم و وفابیتابیای که من ز قفای تو میکنم؟
سرخوش تو از سماع به بزم و من از بروندل خوش به استماع صدای تو میکنم
دشنام میدهی و ندارم به خود گمانجرمی به غیر اینکه دعای تو میکنم
دارد رفیق درد تو بهر تسلیاشگاهی به او بگو که دوای تو میکنم