شمارهٔ ۱۷۸
از عشق تو در ملالتم کاشاین راز نهان نمی شدی فاش
با غیر جفا و صلح تا چندبا من تا کی ستیز و پرخاش
تا چشم بدان نبیندت رویاز دیده مردمان نهان باش
خجلت نکشید چون ز رویتنقش تو چو می کشید نقاش؟
مشکل که به سر برند باهماو محتشم و رفیق، اوباش