گنج

شمارهٔ ۱۶۶

۷ بیت
غیر از سگ درش ز کسی حال ما مپرساحوال آشنا بجز از آشنا مپرس
اسرار عشق را خبر از بلهوس مگیراز مدعی حقیقت این مدعا مپرس
ما جز زبور عشق کتابی نخوانده ایمغیر از زبور مهر و محبت ز ما مپرس
شبهای تار و حالت بیمار را ببیندر زلف یار حال دل مبتلا مپرس
دانی اگر چگونه بود تن جدا ز جانحال مرا ز صحبت جانان جدا مپرس
چندین بهانه چیست پی قتل من اگررای تو کشتن است بکش وز خطا مپرس
جان ده به راه عشق به جور و جفا رفیقوز دلبران شهر طریق وفا مپرس