گنج

شمارهٔ ۱۵۶

۷ بیت
روی تو یا آفتابست ای پسرموی تو یا مشک نابست ای پسر
بر بیاض عارضت آن خالهاستیا نشان انتخابست ای پسر
بر رخت خوی یا گلابست ای جوانبر کفت خون یا خضا بست ای پسر
بردی از چشم تمام خلق خواباین چه چشم نیم خوابست ای پسر
بی گناهی می کشی، آخر که گفتبی گنه کشتن ثوابست ای پسر؟
پرسشی دارد جفای بی حسابگر همه روز حسابست ای پسر
با رقیبانت همه آمیزش استاز رفیقت اجتنابست ای پسر