شمارهٔ ۱۳۰
گل به گلشن زان گل رخسار یادم می دهدغنچه زان لبهای خوش گفتار یادم می دهد
پیش من تعریف سرو و گل به خوبی باغبانچون کند زان سرو گلرخسار یادم می دهد
لطف یارم می کند آگاه از جور رقیبراحت گل از جفای خار یادم می دهد
چو ز جانان یادم آید گر بیاساید دمیاز غم این دل که او دلدار یادم می دهد (؟ )
چون رود از یاد من تا این دل افگاربازچشم خونبار از دل افگار یادم می دهد
می دهد یادم به عشق یار ناصح صبر و منمی کنم کم گوش و او بسیار یادم می دهد
از بهشت و حور چون گوید سخن زاهد رفیقبی تکلف از دیار و یار یادم می دهد