گنج

شمارهٔ ۲۶ - برف و بوستان

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: اری۳۹ بیت
به ماه دی، گلستان گفت با برفکه ما را چند حیران میگذاری
بسی باریده‌ای بر گلشن و راغچه خواهد بود گر زین پس نباری
بسی گلبن، کفن پوشید از توبسی کردی بخوبان سوگواری
شکستی هر چه را، دیگر نپیوستزدی هر زخم، گشت آن زخم کاری
هزاران غنچه نشکفته بردینوید برگ سبزی هم نیاری
چو گستردی بساط دشمنی راهزاران دوست را کردی فراری
بگفت ای دوست، مهر از کینه بشناسز ما ناید به جز تیمارخواری
هزاران راز بود اندر دل خاکچه کردستیم ما جز رازداری
بهر بی توشه ساز و برگ دادمنکردم هیچگه ناسازگاری
بهار از دکهٔ من حله گیردشکوفه باشد از من یادگاری
من آموزم درختان کهن راگهی سرسبزی و گه میوه‌داری
مرا هر سال، گردون میفرستدبه گلزار از پی آموزگاری
چمن یکسر نگارستان شد از منچرا نقش بد از من مینگاری
به گل گفتم رموز دلفریبیبه بلبل، داستان دوستاری
ز من، گلهای نوروزی شب و روزفرا گیرند درس کامکاری
چو من گنجور باغ و بوستانمدرین گنجینه داری هر چه داری
مرا با خود ودیعتهاست پنهانز دوران بدین بی اعتباری
هزاران گنج را گشتم نگهبانبدین بی پائی و ناپایداری
دل و دامن نیالودم به پستیبری بودم ز ننگ بد شعاری
سپیدم زان سبب کردند در برکه باشد جامهٔ پرهیزکاری
قضا بس کار بشمرد و بمن دادهزاران کار کردم گر شماری
برای خواب سرو و لاله و گلچه شبها کرده‌ام شب زنده‌داری
به خیری گفتم اندر وقت سرماکه میل خواب داری؟ گفت آری
به بلبل گفتم اندر لانه بنشینکه ایمن باشی از باز شکاری
چو نسرین اوفتاد از پای، گفتمکه باید صبر کرد و بردباری
شکستم لاله را ساغر، که دیگرننوشد می بوقت هوشیاری
فشردم نرگس مخمور را گوشکه تا بیرون کند از سر خماری
چو سوسن خسته شد گفتم چه خواهیبگفت ار راست باید گفت، یاری
ز برف آماده گشت آب گواراگوارائی رسد زین ناگواری
بهار از سردی من یافت گرمیمنش دادم کلاه شهریاری
نه گندم داشت برزیگر، نه خرمننمیکردیم گر ما پرده‌داری
اگر یکسال گردد خشک‌سالیزبونی باشد و بد روزگاری
از این پس، باغبان آید به گلشنمرا بگذشت وقت آبیاری
روان آید به جسم، این مردگانراز باران و ز باد نو بهاری
درختان، برگ و گل آرند یکسربدل بر فربهی گردد نزاری
بچهر سرخ گل، روشن کنی چشمنه بیهوده است این چشم انتظاری
نثارم گل، ره آوردم بهار استره‌آورد مرا هرگز نیاری
عروس هستی از من یافت زیورتو اکنون از منش کن خواستگاری
خبر ده بر خداوندان نعمتکه ما کردیم این خدمتگزاری