گنج

بخش ۷۲ - در حکمت

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۲۷ بیت
حکمت از فکر راست‌بین باشددر مراعات سر دین باشد
نظر اندر صفات حق کردنبه دل اثبات ذات حق کردن
سخنی کان به دل فرو نایددان که از حکمتی نکو ناید
تا نخوانی حکیم دو نان راگر چه دانند علم یونان را
حسن فعل حکیم و حالش رابین و آنگه شنومقالش را
گر زبان حکیم خاموشستفعل او بین که سربسر هوشست
نه ازین رو رسول با مردمگفت: «منی خذوا مناسککم»
روی آن حکمتی ندارد نورکز کتاب و ز سنت افتد دور
هر کرا این متاع در بارستنطق او در زبان و کردارست
دیدنش حکمتست و فعل امامصحبتش رحمت خواص و عوام
وقت گفتن حکیم را پیداستکانچه گوید به قدر گوید و راست
به هوا و مجاز دم نزنددر پی آرزو قدم نزند
بدهد بر خرد هوا را دستخرد او کند هوا را پست
حفظ ناموس را کمر بنددراه سالوس و زرق بربندد
آنچه داند نه هشتنی باشدآنچه گوید نبشتنی باشد
سیرت رفتگان طریق او راصفت صادقان رفیق او را
با امل انس کمترش باشداجل اندر برابرش باشد
نشود وقت او به بازی صرفننهد بی‌یقین قلم بر حرف
غم عمر گذشته گیرد پیشدل ز بهر درم ندارد ریش
شفقت بر جوان و پیر کندرحم بر منعم و فقیر کند
زو دل هیچ کس نیازاردچون بیازرد، زود باز آرد
کوشد اندر تمام دانستنننگش آید ز خام دانستن
پر به خواب و خورش هوس نکندبی‌تواضع نظر به کس نکند
صورت اهل حکمت این باشدحکما را صفت چنین باشد
گرنه آنی که در گمان افتیهرخسی را حکیم چون گفتی؟
حکمت آموز و نور حاصل کندل خود را به نور واصل کن
گر به حکمت رسی سوار شویحکما را سپاسدار شوی