بخش ۲۰ - در مضمون این کتاب
نامهٔ اولیاست این نامهمبر این را به شهر هنگامه
اندرین نامهٔ بدیع سرشتره دوزخ پدید و راه بهشت
سخن مبدا و معاش و معاداندرین چند بیت کردم یاد
صفت بر و صورت فاجرحیلت دزد و حالت تاجر
سخنی بیتکلفست و صلفقمری بیتبرقعست و کلف
فکر در گفتنش نه پایندهز امهات حضور زاینده
نفس را این بشارتی چندندبه مقاصد اشارتی چندند
نام این نامه «جام جم» کردموندرو نقش کل رقم کردم
تا چو رغبت کنی جهان دیدنهر چه خواهی درو توان دیدن
بشناسی درو که شاه کجاست؟منزل او کدام و راه کجاست؟
دشمن شاه را شکست از چیست؟رنج دیوانه، خواب مست از چیست؟
در این خانه را که یافت کلید؟رخ این خانگی ز پرده که دید؟
چه مسافت ز گنج تا به طلسم؟وز مسمی چه مایه راه به اسم؟
باز دانی مقید از مطلقراه باطل جدا کنی از حق
هیچ دیوت ز ره نیندازدغول رختت به چه نیندازد
دور باشی ز مکرهای خفیراه یابی به ملت حنفی
به تو گوید که آدمی چه بود؟مرد چونست، و مردمی چه بود؟
سخره و رام هر دغل نشویبه ضلال مبین مثل نشوی
مالت از دزد در امان ماندحالت از علم بیگمان ماند
باز فکر تو چشم باز کندموکب روح ترک تاز کند
گول گشتت نباشد از چپ و راستبازیابی که منزل تو کجاست؟
دیدهٔ عبرتت گشاده شوددلت از نقش غیر ساده شود
تو به فتحی چنین شوی واصلو اوحدی را ثوابها حاصل
گر نشاید که عذر ما خواهیدولت خواجه از خدا خواهی