بخش ۲۱ - در قسمت کتاب
دوش کردم به خرمی عزمیکه بدین جام نو کنم بزمی
دل چو در خانه مست شد زین میرخ به صحرا نهاد و من در پی
بنشستیم چون به دشت آمدجام پر کرد و می به گشت آمد
بادهای بود سخت مرداندازشد حسابی ضرورت از آغاز
با که و کی؟ چگونه؟ چند خورد؟تا شود مست و ره به خانه برد
چو ز من دور گشت مستوریبرگرفتم علم به دستوری
قسمتی راست کردمش به سه دورتا به نوشنده بر نباشد جور
دور اول نشاط بخشد و نورکند از دیده خواب غفلت دور
اندر آید سرت به گفت و به گویعالمی دیگرت نماید روی
دومین دور شیرگیر کنددر فنون هنر بصیر کند
راه یابی به آزمایشهاپرده بر خیزد از نمایشها
در سوم دور چون کنی نوششبنماند نهاد را پوشش
روح را قوت شباب دهدسر آز و امل به خواب دهد
این سه دور ار به سر توانی بردراه از اینجا به در توانی برد