بخش ۱۱ - در صفت سرای معمور
ای همایون سرای فرخندهکه شد از رونقت طرب زنده
طاق کسری ز دفترت کسریستهشت جنت ز گلشنت قصریست
خاکت از مشک و سنگت از مرمربادت از خلد و آبت از کوثر
کوه پیموده سنگ و بر سختهبهر فرش تو تخته بر تخته
با زر شمسهٔ تو در یاریلاجورد سپهر زنگاری
کاشی و آجرت به هر خردهمال قارون به دم فرو برده
گچ بام تو نه سپهر به دوراز ره کهکشان کشیده به ثور
کرده با شاخ گلبنت ز فلکشاخ طوبی خطاب « طوبی لک»
نقشبندان کن به کنده گریبر درت کرده عمر خود سپری
در تک این رواق بالندهپشت ماهی به گاو نالنده
ماه ازین طارم زمین مرکزدر دم آفتابت آجر پز
صحن معمورت آستان سپهرسقف مرفوعت آشیانهٔ مهر
چون ز سرخاب روی شاهد شنگداده سرخاب را جمال تو رنگ
کار سنگ از تو چون نگار شدهجام با سنگ سازگار شده