گنج

غزل شمارهٔ ۹۷

این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرستکار دلم نه بر نهج کار دیگرست
از هیچ یار بر دلم این بار غم نبودیاران، مدد، که این ستم از یار دیگرست
ای دردمند عشق، به درمان مدار گوشکامشب طبیب ما بر بیمار دیگرست
در خانه اوست چون نبود، ماه، گو: متابوانگه به روزنی که ز دیوار دیگرست
بر عشق می‌زنم دگر و هر چه باد باد!ای دل، به هوش باش، که این بار دیگرست
جز بهر عشق هر که کمر بست بر میاننزدیک من کمر نه، که زنار دیگرست
ای اوحدی، مجوی تو از عشق نام و ننگبگذر، که آن متاع به بازار دیگرست