گنج

غزل شمارهٔ ۷۱۵

ازین نرگس و گل غرورم مدهوزین عود و شکر بخورم مده
چو بیمار عشقم علاجم بکنچو غم‌خوار مهرم سرورم مده
بس این انتظارم به فردا و دیدگر وعدهٔ دیر و دورم مده
ز لطف تو گر در جهنم یمیستبنارم درانداز و نورم مده
اگر لایقم پرده‌ای بر فگنتمنا و تشویش حورم مده
ز غیر تو حاصل به جز رنج نیستجدایی ز گنج حضورم مده
مرا چون تو زنار خود بسته‌ایقدح بی‌نوای زبورم مده
شراب طهور من از دست تستجزین یک شراب طهورم مده
ازین آرزو، تا که من زنده‌امدل سخت و نفس صبورم مده
چو گستاخ شد در حدیث اوحدیز تقریر او ره به طورم مده