گنج

غزل شمارهٔ ۴۴۹

ای پیکر خجسته، چه نامی؟ فدیت لکدیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک
خوبان سزد که بر درت آیند سر به سروانگاه خاک پای تو بوسند یک به یک
هم ظاهر از دو چشم تو گردیده مردمیهم روشن از دو لعل تو در دیده مردمک
آدم ز حسن روی تو گر بهره داشتیاز دیدنش به سجده بپرداختی ملک
صورتگران چین اگر آن چهره بنگرندنقش نگارخانهٔ چین را کنند حک
گر چهرهٔ چو ماه به بامی برآوریخورشید را ز شرم تو پنهان کند فلک
تنها نه اوحدیست به دام تو مبتلاکین حال نیز در همه جایست مشترک
گر در وفای من بگمانی، بیازمایزر خالصست و باک نمی‌دارد از محک