گنج

غزل شمارهٔ ۳۲۳

دل از فراق شما دردمند خواهد بودزمان هجر ندانم که چند خواهد بود؟
دریغم آید از آن، گوهر پسندیدهکه در تصرف هر ناپسند خواهد بود
بیار بندی از آن زلف عنبرین، کامروزدوای این دل دیوانه بند خواهد بود
دلم چو ناله کند رستخیز خواهد کردلبم چو خنده کند زهر خند خواهد بود
به جستن تو سر اندر جهان نهم روزیو گر سرم به مثل در کمند خواهد بود
چو از مقام تو چشمم به راه باید داشتگمان مبر تو که گوشم به پند خواهد بود
به اوحدی سخنی چند نقد تلخ بگویکه به ز شربت شیرین قند خواهد بود