غزل شمارهٔ ۲۹۴
کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟این قدر بس که ز دورم نگران بگذارند
هیچ شک نیست که ما هم به نصیبی برسیماز وصال تو، گرین جمله بران بگذارند
در جهان کار رخ و قد تو بالا گیرداگر این کار به صاحب نظران بگذارند
صورتی را که ازو نور بصیرت خیزدحیف باشد که بدین بیبصران بگذارند
ما به پند پدران از پی خوبان روزیبنشینیم گرین خوش پسران بگذارند
ای که از دام من شیفته بگریختهایدگرت صید کنم گرد گران بگذارند
اوحدی، گر چه ترا هم خبری چندان نیستبا تو سهلست گرین بیخبران بگذارند