شمارهٔ ۳۱ - ذکر مفاخر
منم عرفی امروز کز کشت طبعمبود خرمن افشان کف خوشه چینان
دلی دارم از جنس یکتایی خودبوحدت فروشی چو عزلت گزینان
دلی دارم از آب و رنگ طبیعتگل افشان تر از چهره مه جبینان
دلی دارم از عشوه های معانیبرشته تراز حسن صحرانشینان
دلی تیره دارم ز دونان کودنپر ازداغ چون دامن لاله چینان
گروهی بصورت صبیح و بمعنیتنگ روشنایی چوصبح حزینان
چه گلها بچینند از باغ طبعمبکوتاه دستی دراز آستینان
ولی دعویم کس مسلم نداردچو مستوری عشوه نازنینان
زجذب طبیعت باوج معانیبرآورده ام چشم کوتاه بینان
بآلودگان جرعه می ، فشانمبتلخی نفرین پاکیزه دینان
بافعی دمان نامه ای می نویسممنقش بمهر زمرد نگینان
فشاندم ، نوشتم ، نه بیهوده گفتمکه آنان کدام وکیانند اینان